از اينك براي خيز هاي ديگر مان آماده شديم... تا ...
با انتشار شماره 6 كافه نامه و مطرح شدن اثر موسيقايي كافه سپيدو سياه در اين شماره با استقبال روز افزون مخاطبين کافه سپیدوسیاه روبرو شديم.
حال آنكه تعداد اين اثر كه روي لوح فشرده ثبت شده است آن چنان نبوده است كه كفاف درخواست كنندگان را دهد.
با اين حال در صدد هستيم تا تعداد ديگري را تكثير نمائيم تا به دست آنها كه نرسيده است رسد.
گاه، گروه ادبي هنري کافه سپیدوسیاه(انقلاب)
برای هر گونه ایجاد نظر و نقد و بررسی محتوایی و گویه های شما مخاطبین در رابطه با
cafesepidosiah@gmail.com
بعيد نيست كه بعضي از برج نشينان به آز مي افتند كه بي نوايان را گاه چون شير هاي سير بي حوصله كه به فتنه آهوان را به ملعبه مي گيرند با پشت پا، زنجير چرخان دستشان را به هر سو دراز مي كنند... ما را نيز سر سوي لگام كند.
عجب سودايي ست اين رسوايي هاي بي مقدار مقدارزادگان...!
بختي ست بي مثال كه ياوه كده ي كناريمان كز نام مان بي اجازه و رخصت ، دوباره سازي نام كرده است و شيطان درون خويش را چنان محيا كرده است كه بر هر چيز تاراج را نبوغ شهرتش چون پاساژي در خيابان ... بر افروزد وز هيچ نعره گري و گستاخي ترسي ندارد كه تا خرخره ي نبيره هايش سكه پارو كرده است و چون طمع با هرزگي ملاقات كند بي واسطه دچار كلاشي مغز مي شود...
حال نمي دانيم از جان اندك ما اينها چه مي خواهند؟
وگر هم گاه هستيد به اعتراض از اين بهتان ها و بي روايي ها از آن لانه ي موش كه جويدن را هنوز به اتمام نرسانده است،دوري جوئيم.
از اين پس به اين خاطر كه نمي شود دانست از نام كافه بايد حذر كنيم كه به ايراد هاي بي ادله محكوم شديم و ظن بر اين است كه گويي حركت فرهنگي در فضاي سالم نيز مورد انتقاد آقايان واقع مي شود و درك عاجز مي شود از وقايع اين روز ها و باز مي فهميم كه چقدر خون بهاي اعتلاء ذهن و فكر گران تمام مي شود كه سرزنش منش كلوب هاي راسته ي انقلاب ما را فرا مي گيرد...
مقدمه ي نا سزا ها آغاز شده است و فراگيرمي شود.
چه مي شود كه به ما مي فهماندند عيب ما چيست و تخليه نمي كردند همه ي آن چه را در ديگران عفونت است بدينجا.
بسيار سعي كرديم كز دام غرب سازي و بازي و راضي دور باشيم و دغدغه به افشانه هاي بومي و محلي داشته باشيم كه سر ريزند و كسي جمع دار نيست اين كف خون شده از بي توجهي دل بازان.
حال به حجت رسانيد كه كجاي ما با منطق شما اي بي روا گير دادگان، جور نيست و هر آنچه بايد را به شايد مي تراوشانيد...؟
جنب لنگه در سپيد و سياه موشهاي هم نام كه در سرقت مهارت دارند گوش تيز كردند كه ما را به ابد بسپارند و شما دوستان چه مي كنيد؟
بله اين جا كافه سپيدوسياه ست درخيابان انقلاب كه سخن دل به مجاز انديشان اين كوي مي سپارد ،همراه شويد كه جان ما را به گمان خواهند كه نباشد و بدانيد كه بي سبب نيست كه ديوار ها تهي شدند...
این راه را به سکوت و سادگی پروار ساخته ایم و دل به جماعت گنگ و گاه سرگردنه دزد نسپرده ایم...
حاشا که هو کنندمان ساکنان اقلیم بی هویت کناریمان...
بستانید آنچه از شما نمی خواهند...
عنوان فصل كافه نامه...
از اين پس هر فصل با يك عنوان، كافه نامه منتشر مي شود كه دست نوشته ها بايد در راستاي اين
عنوان باشد ، در غير اين صورت در كافه نامه چاپ نخواهد شد...
در اين شماره :
موضوع دادن به هر فصل از اين پس...
نشر آلبوم موسيقي با عنوان كافه سپيد و سياه ...
دگرگوني فضاي شعب ۱ و ۲...
ستون جديدي به عنوان خرافه كافه از اين پس در كافه نامه ...
و دست نوشته هاي مخاطبين...
اين بار بخوانيد و بخواهيد خوانده شويد.
برای هر گونه ایجاد نظر و نقد و بررسی محتوایی و گویه های شما مخاطبین:
cafesepidosiah@gmail.com
