تغيير كلمه ي كافه به گاه

از اين پس به اين خاطر كه نمي شود دانست از نام كافه بايد حذر كنيم كه به ايراد هاي بي ادله محكوم شديم و ظن بر اين است كه گويي حركت فرهنگي در فضاي سالم نيز مورد انتقاد آقايان واقع مي شود و درك عاجز مي شود از وقايع اين روز ها و باز مي فهميم كه چقدر خون بهاي اعتلاء ذهن و فكر گران تمام مي شود كه سرزنش منش كلوب هاي راسته ي انقلاب ما را فرا مي گيرد...
مقدمه ي نا سزا ها آغاز شده است و فراگيرمي شود.

اتمام حجت

چه مي شود كه به ما مي فهماندند عيب ما چيست و تخليه نمي كردند همه ي آن چه را در ديگران عفونت است بدينجا.

بسيار سعي كرديم كز دام غرب سازي و بازي و راضي دور باشيم و دغدغه به افشانه هاي بومي و محلي داشته باشيم كه سر ريزند و كسي جمع دار نيست اين كف خون شده از بي توجهي دل بازان.

حال به حجت رسانيد كه كجاي ما با منطق شما اي بي روا گير دادگان، جور نيست و هر آنچه بايد را به شايد مي تراوشانيد...؟

جنب لنگه در سپيد و سياه موشهاي هم نام كه در سرقت مهارت دارند گوش تيز كردند كه ما را به ابد بسپارند و شما دوستان چه مي كنيد؟

بله اين جا كافه سپيدوسياه ست درخيابان انقلاب كه سخن دل به مجاز انديشان اين كوي مي سپارد ،همراه شويد كه  جان ما را به گمان خواهند كه نباشد و بدانيد كه بي سبب نيست كه ديوار ها تهي شدند...


به زودی

به زودی تغییرات عمده ای در کافه سپید و سیاه (خ . انقلاب)رخ خواهد داد... اینک را به سکته ی کوتاهی بسنده می کنیم تا دوباره آغازی زا بنا نهیم...

این راه را به سکوت و سادگی پروار ساخته ایم و دل به جماعت گنگ و گاه سرگردنه دزد نسپرده ایم...

حاشا که هو کنندمان ساکنان اقلیم بی هویت کناریمان...

بستانید آنچه از شما نمی خواهند...

گفت و خو

عنوان فصل كافه نامه...

از اين پس هر فصل با يك عنوان، كافه نامه منتشر مي شود كه دست نوشته ها بايد در راستاي اين

عنوان باشد ، در غير اين صورت در كافه نامه چاپ نخواهد شد...