تعليق دست خط 9

فعل الحال مجبوريم در تعليق باشيم تا زمان بگذرد و دست خط 9 را به تقدير مي سپاريم تا اگر ها نيز بگذرد...

با تمام مصيبت هاي وارده و احساس كوفته ي وخيممان، كم كم دوباره شكل خواهيم داد...


حوصله له

چروك فلسفه بافان بيشتر بر فك و دهان خود را عرضه مي كند تا در لاله ي بلا استفاده ي چيزي بنام گوش

http://pulse.yahoo.com/_WJ3I3OX2SQD5SY46KPGABCR4VA


بسامد باز شدن

و باز

دوباره

بسامد باز شدن

آري باز بازشديم...


 آدرس جديد پست برقي ما :

sepidgah@gmail.com

استفراغ


سپيدوسياه گاه (انقلاب) باز پلمپ شد....

گاهانمان

سپيدوسياه گاه انقلاب: خ انقلاب.چهار راه وصال. با نشانه ي تابلوي پيرمرد

664066212

سپيدوسياه گاه هفت تير: ميدان هفت تير. خ كريمخان.خ خردمند جنوبي.پ 54

88307706-88832127

سپيدوسياه گاه وليعصر: خ وليعصر . بعد از چهار راه زرتشت. پ 1857. طبقه دوم

88905838-88922948-88922947

سپيدوسياه گاه هفت حوض:ضلع شرقي م نبوت. طبقه فوقاني بانك ملي. پ 43

77941852-77941858

تلفن گروه ادبي و هنري گاه: 09194095217

و زمین ترحم کرد:

آری و زمین ترحم کرد:

سپیدگاهان ولیعصر و هفت تیر فعلا  تا مدتی نا معلوم باز شد...

                        تغيير نام اجباري از سپيدوسياه گاه به سپيدگاه

نام سياه را از كنار سپيد بر مي داريم بنا به اجبار و تقدير و نام خويش را

" سپيدگاه" از اين پس مي خوانيم!....

اما پوزتيو يا نگاتيو هم ملاك نيست ... مهم چيز ديگريست كه شايد اين سالهاي غريب متوجه نمي شويم.


اين غريب مهر كيست

كز گناه ناكرده اش

مي زند به سنگ

ميخ

نام سپيدوسياه گاه ديگر چرا؟


پس از بستن گاهان وليعصر و هفت تير ... اينك به نام سپيدوسياه گاه ، گنه كاريم...

و اين بار نام ما نام بي مفهوم و بي دليل مورد جرم است...

نمي دانيم چرا؟

نامي چنين پارسي و بي آلايش و ساده، چنين آزاردهنده مي شود؟

حتي نمي دانيم چرا ما را بي جهت متصل به فرقه ها و احزاب سياسي مي كنند...؟

نمي دانيم

نه باز هم نمي دانيم...

محرم پاكي و بي غل و غش هم گاهان بوديم و بدون اتصال به هرنام و عكس و بيانيه اي كه دچار غرب زدگي و مدرن انگاري مفت بود ...آستين بالا زديم جايي با نام و هويت و مفهوم ايراني به پا كرديم.

سعي نكرديم بي جا، دغدغه ي بي عنوان كلمه ي كافه را در اين روزگار به  رسميت شناسيم و مانند لنگه درب هاي چاپلوس، تفكرات كشمش ها را با سبد مارك دار ، بقالي كنيم.

گاه را جايگزين كرديم تا ادامه باشيم  درفرهنگ قهوه خانه اي و ارتباط مستمر با مخاطب...

سپيدوسياه گاه منشي ست از يك نگاه اجتماعي بدون تندي و كژروي، آهسته سخن مي گويد و محترمانه زبان باز مي كند و هيچ گويش نقادي را پس نمي زند...

سپيدوسياه گاه عاري از ترجمه هاييست كه مي شود

سپيدوسياه گاه اين دقايق را به سختي ، دورترين سنگيني سادگي ها را يافته است.

كاش همه مي دانستند كه فرهنگ سازي و غني ساختن

اوقات گاه نشينان ما به تفكر و انديشه ،جاي بذله گويي و رذالت گويي مي گذرد و همانيست كه علما و بزرگان ديني و علمي بدان پا فشاري مي كنند.

ما چه كرديم مگر؟