كوانتوم خوشي
تكنولوژي سعادتشتاب در حلقه ي هاي منظم هستي
و ميان بر به واژه ي تحسين...
انسان كشف مي كند
گاه كيف مي كند
و نخستين اتهامش را نيز پس خواهد گرفت
آنجا كه خدا را رقيب خويش خواهد خواند و
لاجرم به امضاي جعلي خويش
متن عالم را خواهد شكافت
و مرباي زمان را به مناسبت اين دست يابي عرضه خواهد كرد
و اكنون منقار و پوزه ي هر جنبنده اي را كه بلغزد
مي بلعد و
وجدش كهولتش را مي سايد...
+
وعده هاي زمين را در معده و خاطره ام
حل مي كنم
خلط عصيان پس مي دهم
و ميل عصب نگرانم
تفكيك را مدارا مي كند
و عذاب را اشتباهي جاي تسكين
هر روز با صد ليتر چاي قورت مي دهم
و يخ بستن را در گرما
آ را
تمرين مي كنم
نماينده ي دهاني ام كه بستمش
و عفونت را تنفس مي كنم
يا به خون نون بيشتر مي دهم
و گرفتار
از روبرو مي افتم
ونمي ميرم
عجب سنگ جانم سگ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 14:3 توسط گروه ادب و هنر سپیدگاه
|
دلمان می خواهد